درحال ترجمه
Individualistic Love
اشتراکی
Ch 10
«من فقط دارم نگاه میکنم.»
چشمها بسته بودند. او تصمیم گرفت با هانا درگیر نشود.
لایونل خندید. خندهای غرغر مانند بود.
«اوه. فکر میکنم گفتن این حرف کمی شیطنتآمیز است.»
لایونل خندید و موهای بلوند مایل به قرمزش را بهم ریخت.
«شیطنت چیزی است که به این نوع چیزها میگویی. هانا.»
مانهوا
1K