-
نام های دیگر نام فارسی: گریه نکنخلاصه داستان افراد غریبه فقط از دختر بزرگ و زیبایشان، تانگ لوچیان، خبر دارند که قرار است به زودی با لو ژان، ارباب جوان خانواده لو، ازدواج کند. افراد بسیار کمی میدانند که خانواده تانگ یک دختر نابینا و کوچکتر به نام تانگ ران نیز دارند. در شانزدهمین سالگرد تولدش، یک ربات بیونیک به او هدیه داده شد. تانگ ران، تنها در خانه کناری، به سمت جایی که رباتش بود، رفت و میخواست او را ملاقات کند. در تاریکی هرج و مرج، لو ژان آنجا ایستاده بود. پس از مدتها، او صحبت کرد. "عصر بخیر، ارباب." -
امتیاز کاربران 8 کاربر به این اثر رای داده اند شما هم می توانید در بخش پایینی یعنی امتیاز دادن به این اثر امتیاز بدهید.90%5 ستاره74 ستاره03 ستاره02 ستاره01 ستاره1دونیت دست اندرکاران مانگا آپ "با حمایت شما، مانگا آپ میتواند داستانهای جذابتری را برای شما به اشتراک بگذارد و تجربهای بهتر ارائه دهد. اگر از محتوای ما لذت میبرید، با دونیت کردن به رشد و پایداری وبسایت کمک کنید!" -
-
دیدگاه ها